مقالات

ساختار زمان بندی مناسب در هدف گذاری

اگر در زندگی‌تان هدفی دارید اما زمان بندی مشخص و حرفه‌ای برایش تعیین نکرده‌اید، مثل پوشیدن شلوار لی گشاد بدون کمربند است!

خطر همینقدر در کمین شماست😁

زمان بندی ماسب برای هدف فقط تعیین میزان روزهای لازم برای رسیدن به هدف نیست، در زمان بندی اصولی باید بازه‌های زمانی تعیین کنیم تا بتنوان به کمک آن چرخه اصلاح روند را اجرا کرد، در ادامه این مقاله کامل در رابطه با این نوع زمان بندی صحبت خواهیم کرد

به چه کارمون میاد؟

اما قبل از آن کمی به این موضوع بپردازیم که چرا زمان بندی، یکی از لازمه‌های هدف گذاری اصولی است

·        چرخه‌های اصلاح:

زمان بندی اصولی به ما ایستگاه‌هایی می‌دهد تا به وسیله آن بتوانیم روندمان را بررسی کنیم و به اصطلاح با «شکست‌های ریز» مواجه شویم

شکست‌های ریز به ما کمک می‌کند تا غافل گیری کمتری برایمان رخ دهد، یعنی به جای اینکه بعد از یکسال تلاش بفهمیم خیلی نسبت به مقصد مد نظر دوریم، خیلی سریع‌تر و در بازه‌های مشخص انحراف از مسیر را تشخیص دهیم و دست به اقدام بزنیم

·        سختی خودخواسته:

احتمالاً اکثر ما با قانون پارکینسون آشنایی داشته باشیم، قانونی که می‌گوید کارها به همان اندازه طول می‌کشد که برایش زمان در نظر گرفته‌ایم، ما با زمان بندی که در هدف گذاری انجام می‌دهیم نوعی از سختی خود خواسته برای خودمان ایجاد می‌کنیم تا هم وقت بیشتری را ذخیره و هم از هدر رفت انرژی‌مان جلوگیری کنیم.

·        احساس کنترل:

زمان بندی که در این مقاله با هم آموزش می‌بینیم به ما کمک می‌کند تا بازه طولانی مدت یه هدف را به بازه‌های مشخص و کوتاه‌تری تقسیم کنیم که این کار باعث می‌شود احساس کنترل بهتری بر نتیجه داشته باشیم و بازه زمانی برای ذهنمان قابل درک تر باشد

زمان بندی معکوس و تعیین ایستگاه

تصور کنید برای یک هدف مشخص 100 روز زمان در نظر گرفته‌ایم
(100 روز صرفاً جهت مثال می‌باشد)

این بازه، شامل روزهای زیادی است و اینکه ما تا رسیدن به انتهای صد روز نتوانیم بازخوردی بگیریم و «شکست‌های ریز» را متحمل نشویم ریسک اتلاف انرژی و بیراهه رفتن را زیاد خواهد کرد.

پس نیاز به «ایستگاه» هایی داریم

بازه 100 روزرا تقریباً نصف می‌کنیم:

یکی از ایستگاه‌های ما بدست آمد (فلش قرمز رنگ)

مجدد آن نصفه‌ی اول را نصف می‌کنیم:

یک ایستگاه دیگر هم به این صورت بدست آمد

حالا مجدد نصفه‌ی آخر را نصف می‌کنیم:

تا اینجا ما سه ایستگاه در مسیر تلاش برای هدفمان تعیین کردیم که در ادامه به کاربرد این ایستگاه‌های خواهیم پرداخت

هر ایستگاه به ما منقطه قرمز یا منطقه بررسی می‌دهد:

 

اینجاست که تاثیر بینظیر زمان بندی اصولی و تعیین ایستگاه را خواهیم دید!

رویکرد «بررسی و اصلاح» ما در روزهای سبز رنگ با روزهای قرمز رنگ کاملاً متفاوت است

ما در روزهای سبز فقط عملکردمان را بررسی می‌کنیم، مثلاً اگر هدفمان کاهش 20 کیلو وزن است، فقط به «کارهایی که باید انجام دهیم» توجه می‌کنیم

مثلاً من برای کاهش این مقدار وزن باید ورزش کنم، تغذیه خوبی داشته باشم، خواب مناسبی داشته باشم و…

نکته مهم این است که ما در روزهای سبز به اینکه چقدر به «نتیجه» نزدیک شده‌ایم فکر نمی‌کنیم و فقط به روند کارهایی که باید انجام دهیم توجه خواهیم کرد

اما در روزهای قرمز که همان ایستگاه‌های ما هستند، برعکسِ روزهای سبز کاملاً نتیجه حاصل شده را مورد بررسی قرار می‌دهیم، مثلاً در مثال کاهش وزن به این توجه می‌کنیم که چقدر وزن کم کرده‌ایم و آیا به نسبتی که مورد انتظارمان بوده این اتفاق رخ داده یا نه؟

اینجا جایی است که چرخه اصلاح (تصویر بالا) را برای «نتیجه» به کار می‌اندازیم و تلاش می‌کنیم با متحمل شدن «شکست‌های ریز» از شکست نهایی که همان شکست در دستیابی به هدف است جلوگیری کنیم.

امیدوارم با اجرایی کردن این تکنیک زمان بندی ساختار و اسکلت قوی ای برای اهداف خود بسازید و شانس رسیدن به اهدافتان را شدیداً افزایش دهید، در ضمن تصاویری که در این  مقاله استفاده شد بر گرفته از یکی از اسلایدهای وبینار رایگان هدف گذاری نتیجه محور بود، من در این وبینار در مدت زمان دو ساعت و نیم از صفر تا صد هدف گذاری را به صورت علمی آموزش داده‌ام که شدیداً پیشنهاد می‌کنم وقت بگذارید و هدف‌هایتان را بر اساس آموزه‌های این وبینار تنظیم یا اصلاح کنید.

قول من به شما: باورتان نخواهد شد که یک محتوای آموزشی به این با کیفیتی را به صورت رایگان در اختیارتان قرار داده‌ایم!

امیدوارم رایگان بودن این آموزش باعث نشود که اهمیت آن را دست کم بگیرید…

برای تماشای این وبینار کلیک کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *