بهترین روش هدف گذاری
احتمالاً برای شما هم سوال پیش آمده که بهترین روش هدف گذاری چیست؟ چگونه هدف گذاری کنیم که بیشترین شانس را برای دستیابی به اهداف داشته باشیم؟
در این مقاله کمی در رابطه با این موضوع صحبت خواهیم کرد، اما به جای معرفی کردن چند روش و متد خاص، چند ویژگی اساسی را بیان میکنیم که اگر هدف گذاری این ویژگیها را داشته باشد احتمالاً روشی مفید برای هدف گذاری خواهد بود
توجه به قبل از هدف گذاری:
این یک از ویژگیهای اصلی یک متد هدف گذاری اصولی است، اینکه آن روش به قبل از هدف گذاری هم توجه کند، یعنی به شناخت فردی ما از خودمان، اینکه در وهله اول من به این فکر کنم که چه کسی هستم و چه کسی میخواهم باشم، چه چیزهایی واقعاً و عمیقاً برای من مهم هستند و چه چیزهایی صرفاً القا شده از محیط هست
اکثر روشهای هدف گذاری این مرحله را که یکی از پایهایترین مراحل هدف گذاری است را نادیده میگیرند، و نادیده گرفتن این مرحله حتی اگر به آن هدف برسیم هم بهای گزافی برایمان رقم خواهد زد
تصور کنید شخصی را که بدون در نظر گرفتن ترجیحات درونی خود هدفی را انتخاب میکند و چندین سال برای آن تلاش میکند و وقتی که به هدف مورد نظرش میرسد ناگهان متوجه میشود که اصلاً حالش با آن جایگاهی که سالها برایش تلاش کرده بود خوب نیست!
باید به این نکته توجه کنیم که ما همیشه اتفاقات بد را برای دیگران تصور میکنیم و اکثر ما وقتی این مطلب را میخوانیم اصلاً به ذهنمان نمیرسد که ممکن است این مسئله برای ما هم پیش بیاید، انگار یک مصونیت ذاتی برای خودمان در نظر میگیریم و صدایی درون ذهنمان میگوید: «نه بابا، من که میدونم چقدر رسیدن به این هدف رو دوست دارم، پس حتماً مناسب من هست دیگه، نیاز نیست بهتر بررسی کنم»
اگر طبق چهارچوب خاصی سیستم ارزشهای فردی تان و ترجیحات درونی تان را بررسی نکردهاید این صدای ذهنتان را جدی نگیرید و دست به بررسی بیشتر بزنید و اگر قبلاً با روش و اصول خاصی سیستم ارزشهای خود را کشف کردهاید پس این بخش از این مقاله را نادیده بگیرید و به سراغ قسمت بعد بروید!
نقطه شکست و نقطه پیروزی:
یک هدف گذاری اصولی باید به ما دو نقطه مهم بدهد:
نقطه شکست، یعنی اگر چه بشود من شکست خوردهام؟
نقطه پیروزی، یعنی با چه دستاوردی من پیروز شدهام و به هدفم دست پیدا کردهام؟
بنظرم نقطه شکست حتی از نقطه پیروزی هم مهمتر است، اینکه ما متر و معیاری داشته باشیم که با آن بسنجیم که کجا به شکست نزدیک شدهایم باعث میشود درِ ورود به چرخه اصلاح روند را در مسیرمان قرار دهیم!
گاهی دیر شکست خوردن فقط زمان و انرژی ما را هدر میدهد…
اگر آنگاه:
یکی دیگر از ویژگیهای یک هدف گذاری اصولی داشتن لیستی از «اگر آنگاه» های مختلف است. ما در جامعهای زندگی میکنیم که متغیرهای مختلفی بر سر راه تلاشمان قرار خواهد گرفت، اینکه با خیالی خوش این متغیرها را در نظر نگیریم کاری به دور از عقلانیت است، در هدف گذاری اصولی باید از قبل شرایط و موانع احتمالی مسیر را در نظر بگیریم و استراتژی مواجه با هر کدام را نوشته باشیم. حتی اگر استراتژی خاصی برای آن شرایط در این لحظه به ذهمان نمیرسد، همینکه آن شرایط را از قبل در نظر گرفته باشیم احساس کنترل بهتری به ما دست خواهد داد و موقع مواجه با آن مانع ترس و هیجانات کمتری را تجربه خواهیم کرد
زمان بندی:
احتمالاً اکثر روشهای هدف گذاری در ظاهر این ویژگی را داشته باشند، اما یک زمان بندی اصولی و حرفهای چیزی فراتر از تعیین بازه زمانی دستیابی به اهداف است!
به این اسلاید از وبینار هدف گذاری نتیجه محور توجه کنید:

من در وبینار رایگان هدف گذاری نتیجه محور کامل در رابطه با زمان بندی معکوس و تعیین ایستگاه صحبت کردهام و علاوه بر این، روشی از هدف گذاری را آموزش دادهام که تمامی موارد بالا نیز در آن گنجانده شده است، روشی که مثل یک نقشه به شما کمک میکند پله پله پیش بروید و بهترین هدف گذاری ممکن را رقم بزنید
پیشنهاد میکنم تماشای این وبینار رایگان بی نظیر را از دست ندهید👇
فیلم وبینار هدف گذاری نتیجه محور
دیدگاهتان را بنویسید